X
تبلیغات
نوحه های قدیمی (زمینه خوانی) - اسارت

  حرکت اسیران کربلا بسوی کوفه و شام

   سوار شدن اسیران بر شترهای برهنه

  

  روز یازدهم ماه محرم عترت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در اسارت دشمن

 از کربلا بسوی شهر کوفه وشام حرکت نمود.

 هنگام وداع اسیران با شهدای دشت خونین کربلا اتفاقاتی تلخ وناگوار رخ داد.

 عمر بن سعد دستور داد تا شترها را بدون جحاز آماده نمایند .

 حضرت زینب (س) و زنان و کودکان داغ دیده وامام زین العابدین (ع) همگی به

 گودال قتلگاه آمده بودند و کنار بدنهای بی سر شهیدان و پیکر مطهر اباعبدالله (ع)

 عزاداری می نمودند و حضرت سکینه خاتون دختر چهارساله امام حسین (ع) روی

 سینه مطهر پدر نشسته بود ودستهای کوچکش را به دور رگهای بریده پدر قرار داده

 بود و با ناله وشیون برای آن حضرت عزاداری می نمود.

 عمر بن سعد با دیدن این صحنه به چهارتن از بیرحم ترین کفار دستور داد تا با تازیانه

 و کعب ونی وارد گودال قتلگاه گردند و اسیران را از کنار بدن شهدا جدا نمایند وآنان

 را سوار بر شترهای بی جحاز نمایند.

 شمربن ذی الجوشن وسنان بن انس و زجربن قیس و محمد بن اشعث  با تازیانه ها و

 کعب نی ها به قتلگاه آمدند و از چهار طرف به زنان وکودکان یورش بردند وآنان را

 با تازیانه وکعب نی  از کنار بدنهای شهیدان کربلا جدا نمودند.

ساربان به دستور عمربن سعد شتر ها را به کنار گودال قتلگاه آورد و اجازه نداد تا

شترها را بخوابانند تا زنان وکودکان به راحتی بر شترها سوار شوند.

 دشمن با این حرکت می خواست  اسیران را تحقیر نماید.

دشمنان آنقدر بی شرمانه رفتار کردند و بالای گودال قتلگاه ایستادند و امید داشتند که

 زنان نتوانند بر شترهای ایستاده سوار شوند و اگر از شتر به زمین افتادند آنان بر

 اهل بیت حضرت حسین (ع) بخندند و اهل بیت عصمت وطهارت را مسخره نمایند.

 در این هنگام حضرت زینب(س) تمام زنان وکودکان و امام سجاد (ع) که بیمار بود را

  کمک نمود تا سوار بر شترهای ایستاده بشوند.

 یک شتر باقی مانده بود که می بایست حضرت زینب (س) بر آن سوار شود وهیچ کس

 نبود تا دختر امیرالمومنین علی (ع) را کمک نماید تا بر شتر سوار شود.

 دشمنان منتظر بودند ببینند که حضرت زینب(س) چگونه می خواهد بر شتر سوار شود

 و کسی نیست تا وی را یاری نماید واحتمال دارد که از شتر به روی زمین بیفتد وآنان

 نیز خوشحال شوند وکف بزنند وشادی نمایند.

 در این هنگام شیر زن کربلا دختر خاتون صحرای محشر فاطمه الزهرا (س) با چشمی

 پر از اشک به شتر نگاه کرد و فرمود:

  اسبها در روز پیکار حق علیه باطل به خاطر غربت ومظلومی ما خاندان گریه کردند

 ای شتر مرا نیز یاری نما تا بتوانم بر تو به آسودگی سوار شوم.

  در این هنگام در مقابل چشم تمام دشمنان شتردر مقابل حضرت زینب (س) زانو زد و

 دختر امیرالمومنین(ع) به راحتی سوار بر شتر گردید .

  همه دشمنان مبهوت ماندند وآن شتر به محض اینکه بلند شد خود را به شترهای دیگر

 رساند و حرفی به دیگر شترها می زد. حضرت زینب (س) علت را از برادر زاده

 خویش وامام خود حضرت سجاد (ع) پرسید و امام (ع) فرمود:

  عمه جان این شتر به تمام شترها سفارش می کند که هرچه بیشتر تازیانه می خورید

 آرام تر حرکت نمائید مبادا کودکان وزنان از پشت شما به زمین بیفتند.

 آری . اسیران از کربلا به طرف کوفه وشام حرکت کردند و دشمن تمام سرهای شهدا

 را بر روی نیزه ها زده ودر جلوی کاروان اسیران قراردادند و به سمت کوفه وشام

  به راه افتادند و در مسیر کوفه از هر خانه ای به طرف سرهای بریده واسیران سنگ

 پرتاب می شد و این نامردمان بر اهل بیت رسول الله(ع) سنگ می زدند وآنان را  به

 عنوان خارجی خطاب می نمودند.

   لعنت خدا بر قاتلان حضرت حسین (ع) از صبح ازل تا شام ابد باد.

 

   نوحه زمینه خوانی : امام سجاد (ع) در اسارت از کربلا تا شام

   شاعر : مرحوم مبهوت

  زین العابدین   - در غل وزنجیر – از کرببلا  -  تا شام خراب

   فرمود اینچنین – با دخت امیر -  عمه به خدا -  شد دلم  کباب

    دم-  آی کو کاروان سالار ما – آی کو قافله سردار ما

   ای عمه جان -  ای عمه جان -  ای زینب بی خانمان

   ریز- تب دار وبیمارم – بیمارو تب دارم – حیران وفکارم

    آی داد از غم در بدری  (جواب)   کوبابم عمه – شدتابم عمه

    آی داد از غم بی پدری   (جواب)    کوبابم عمه – شد تابم عمه

    آی داد از غم  خونجگری (جواب)    کوبابم عمه – شد تابم عمه

  دم -  داد از این کوفیان ستمگر -   آتش افکنده برجانم آذر

    من علیل و دستگیرم  -  دستگیرو هم اسیرم

   عمه جان  ای عمه جان

   ریز-  ما آل رسول ونوگل بتولیم

      (جواب) -  عمه جان ای زینب بی خانمان

   عمه جان ای عمه جان

   ریز- اولین عقول و اخرین رسولیم

       (جواب)-  عمه جان ای زینب بی خانمان

   (سنگین)

    آی -   عمه جان ای عمه جان – ای زینب بی خانمان- آمده در شان ما آیات قرآن

  ادامه دارد................

                  

 

    

 

 

        

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 23:17  توسط علی عابدی   |